چگونگی آماده سازی پیتزای سبزیجات

این روزها، دخترها یک طوری شده‏اند که آشپزی بلد بودن برایشان عار شده است. اصلا افتخارشان به این است که بگویند هیچ غذایی بلد نیستند درست کنند مگر نیمرو. انگار غذا درست کردن کار بی‏کلاسی است و کلاس در رفتن به کافی‏شاپ و خریدن لباس و پارتی رفتن با دوستان است. در حالی که به نظر من غذا خوردن یکی از نیازهای اولیه بشر است و آماده کردن غذا هم ضرورت دارد و هم این که می‏تواند به اندازه کشیدن یک نقاشی زیبا، یک فعالیت هنری به حساب بیاید.

البته من به همه این نتیجه‏ها وقتی رسیدم که فهیمدم مادر گرامی امروز تشریف می‏بند خانه خاله گرامی که تازه از حج برگشته‏اند و به این ترتیب خبری از ناهار نیست. ((: اولش طبق معمول ذهنم به سمت نیمرو یا خریدن غذای آماده رفت؛ ولی تصمیم گرفتم که خودم از پسش بر بیایم. برای همین هم از کتاب آشپزی ساناز، چگونگی آماده کردن خمیر پیتزا و درست کردن پیزای سبزیجات را می‏نویسم، تا هم خودم یاد بگیرم هم شما یاد بگیرید:

سایت بازیگران و کارگردانان سینمای ایران و علاقه به رنگ مشکی

فهرستی از سایتهای بازیگران و کارگردانان سینمای ایران را در این نوشته گردآوری کرده‏ام. چیزی که از همه بیشتر به چشم می‏آید علاقه بسیار زیاد آنان به رنگ مشکی است. اگر چه یکی دو پایگاه با رنگ سفید درست شده است ولی بیشتر آنها از رنگ مشکی و یا رنگهای بسیار تیره استفاده کرده‏اند.

بازیگران زن

نیکی کریمی

شبنم قلی‏خانی

نیوشا ضیغمی

درخواست دختر ۸۰ ساله برای اجازه ازدواج

دخترى كه در جوانى عاشق پسر همسايه شده اما در ازدواجش ناكام مانده بود در ۸۰ سالگى براى رسيدن به آرزويش، راهى دادگاه شد تا اجازه ازدواج بگيرد.

«ستاره» مدتى قبل با قامتى خميده و لرزان عصازنان به همراه وكيل خود به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران رفت. او وقتى در برابر قاضى «محمود بقال شيروان» ايستاد در دادخواستى خواستار صدور اجازه ازدواج به نيابت از پدر گمشده اش با مرد مورد علاقه اش شد.

دختر سالخورده در اين باره به قاضى گفت: «پدرم مردى خشن، خودپسند و متكبر بود كه به خاطر ثروت زياد و زندگى اشرافى، در ۴۰ سالگى به ازدواج تحميلى با مادرم تن داد. به همين خاطر نيز آنها بدون هيچ انگيزه اى زندگى مشترك شان را آغاز كردند. پدرم هيچ علاقه و توجهى به مادرم نداشت و تولد من نيز تغييرى در رفتارش ايجاد نكرد.

زمانى كه دو ساله بودم ناگهان ما را بى خبر تنها گذاشت و رفت. به همين دليل تمام سال هاى كودكى ام در سايه ترديد و انتظار در كنار مادرم سپرى شد. در حالى كه هيچ خبرى از او نداشتيم. حتى نمى دانستيم او زنده است يا مرده. وقتى ۲۰ ساله شدم در اوج جوانى پس از آشنايى با جمشيد، گرفتار عشق پردردسرى شدم. مادرم كه آرزوهاى زيادى براى آينده ام داشت تمام توجهش را صرف تربيت و تحصيل من كرده بود و برايم برنامه هاى زيادى در سر داشت. غافل از اين كه شعله هاى عشق پسر همسايه در جانم زبانه مى كشيد و نمى توانستم آينده بدون جمشيد را تصور كنم.

سرانجام وقتى خبر ديدارهاى پنهانى من و جمشيد به گوش مادرم رسيد، او پس از سال ها، سكوت غمبارش را شكست و گفت: «در صورت ازدواج من، بشدت دچار تنهايى مى شود و آينده اى پيش رويش نمى بيند. بعد هم مرا مانند پدرم به بى مهرى و قدرنشناسى متهم كرد. تا اين كه به خاطر همين افكار پريشان دچار بحران روحى شديد شد و در بستر بيمارى افتاد.

با ديدن وضعيت تأسف بار مادرم با خودم عهد بستم تا آخر عمر در كنارش بمانم و هيچ وقت او را تنها نگذارم. خاطرات عشق جوانى را نيز در گورستان فراموشى به خاك سپردم و به مادرم قول دادم تا زنده ام لحظه اى تنهايش نگذارم. جمشيد هم چند سال بعد با درخواست من ازدواج كرد و صاحب زندگى و چند فرزند شد. در اين سال ها نيز بارها با دلى پردرد در جشن تولد فرزندانش شركت كردم اما هيچ وقت عهدم را نشكستم و مادرم را به عنوان تنها شريك زندگى ام دانستم.

دختر سالخورده بريده بريده ادامه داد: براى رهايى از تنهايى و پر كردن اوقات فراغت زندگى ام به تحصيل چند زبان خارجى پرداختم و چند سال بعد هم به عنوان مربى در مؤسسات زبان هاى خارجى استخدام شدم. سال هاى جوانى ام صرف آموزش شد تا اين كه مادرم در ۹۰ سالگى پس از تحمل بيمارى سخت از دنيا رفت. در حالى كه من ۶۰ ساله شده بودم. پس از مرگ غم انگيز مادرم بشدت تنها شدم. چراكه تنها همدم و مونس زندگى ام را از دست داده و دچار مشكلات عاطفى عميق شده بودم. همان موقع تصميم گرفتم براى نجات از تنهايى با مرد مناسبى ازدواج كنم. اما مرد مورد علاقه ام را نيافتم. بنابراين بار ديگر تصميم گرفتم تنها به زندگى ادامه دهم و از سرنوشت گلايه اى نداشته باشم. اما در حالى كه به ۸۰ سالگى رسيدم اتفاق عجيبى مسير زندگى ام را تغيير داد. چرا كه وقتى تصميم داشتم براى ادامه زندگى راهى خانه سالمندان شوم، با ديدن مرد همسايه (جمشيد) قلبم به تپش افتاد و ناگهان شور جوانى و روزهاى عاشقى در رگ هايم جارى شد. ياد عهد قديم و آن همه آرزو افتادم و بر عمر رفته گريستم.

از او شنيدم فرزندانش براى ادامه زندگى به خارج از كشور رفته و قصد بازگشت ندارند. همسرش نيز چند سال قبل از دنيا رفته بود. وقتى بار ديگر از زبان جمشيد پيشنهاد ازدواج شنيدم، خدا را به خاطر فرصت دوباره زندگى، شكر كردم. چرا كه انگيزه دوباره اى براى لحظه هاى باقيمانده عمرم پيدا كردم. به همين خاطر همراه جمشيد به دفترخانه مراجعه كرديم تا عقد كنيم. اما طبق قانون نياز به صدور مجوز ازدواج از پدرم داشتم. چرا كه از دو سالگى از پدرم بى خبرم. حالا هم تقاضا دارم دادگاه به صورت قانونى به من اجازه ازدواج دهد.»

قاضى «شيروان» پس از شنيدن اظهارات دختر سالخورده از اداره ثبت احوال خواست تا درباره وضعيت پدر ستاره اعلام نظر كنند كه آيا او مرده است يا نه قاضى پرونده همچنين از مسئولان وزارت امور خارجه خواست تا پس از بررسى وضعيت ورود و خروج هاى پدر ستاره از مرزهاى آبى، خاكى يا هوايى كشور، در طول اين سال ها نتايج بررسى ها را به دادگاه اعلام كنند.حالا «ستاره» در آخرين سال هاى عمرش، براى ازدواج با مرد رؤياهايش لحظه شمارى مى كند.»

آدمهای خیلی خیلی فسقلی

امروز به طور اتفاقی این سایت را پیدا کردم. مجسمه‏های خلاقانه قشنگی درست کرده است. ولی جدا حال و حوصله خوبی دارد ها! من که خیلی از مجسمه‏هایش خوشم آمد.







کارت تبریکهای خاطره‏انگیز

شرکت Aspen Boutique کارتهای تبریک بسیار زیبایی را در مدت 22 سال فعالیت خودش، چاپ و عرضه کرده است. این شرکت، این کارتها را از سال 1987 تا به حال به فروش می‏رساند. طراحی کارتها به دست شرکت Gardner Design انجام شده است. شرکت Gardner Design با همکاری شرکت Aspen Boutique این کارتها را طراحی و ایده‏های این شرکت را پیاده‏سازی می‏کند. کارتهای طراحی شده به اندازه بسیار زیادی خیره کننده و خاطره‏انگیز است. از این کارتها که گیر ما نمی‏آید، ولی تصاویرش احتمالا به درد فرستادن کارت الکترونیکی به دوستانمان می‏خورد:





ده خبر عجیب و غریب از دیدگاه مجله Times در سال 2008

مجله Time، تاپیترین ده تا چیز را در زمینه‏های گوناگون مانند «ده داستان جنایی برتر»، «ده لحظه باز بودن میکروفون برتر»، «ده کاریکاتور برتر»، «ده اکتشاف علمی برتر» گردآوری کرده است.


یکی از مواردی که در دسته اخبار عجیب و غریب آمده، خبر حامله شدن یک مرد دو جنسیتی است. این آقا، اصالتا زن بود و زن به دنیا آمد ولی بعدا تغییر جنسیت داده و مرد شد و حتی ازدواج هم کرد. ولی موقع تغییر جنسیت تصمیم گرفت تا رحم خودش را نگه دارد و همین طور تصمیم گرفت که خودش، بچه دار بشود. جالب این جاست که همسر او هم به دلیل یک بیماری نمی‏تواند بچه‏دار بشود. راستش به نظرم باردار شدن این آقا یا خانم یا هر چی که هست به نظرم چندش‏آور می‏آید. باید منتظر بمانیم ببینیم بچه‏اش چی می‏شه


خبر جالب دیگه، طلاق، یک مرد و زن انگلستانی است. چیزی که این خبر را جالب کرده، این است که دلیل خانم برای جدایی این است که شوهرش به او خیانت کرده است. حالا جالب این جاست که این خیانت در دنیای واقعی رخ نداده بلکه در سایت SecondLife که یک دنیای مجازی است، پیش آمده است.


خبر دیگر رایج شدن یک روش جدید برای نرم کردن پوست پا است. در این روش از یک نوع ماهی خاص استفاده می‏شود که با خوردن لایه‏های رویی پوست پا، آن را ظریف‏تر و نرم‏تر می‏کنند. ظاهرا این روش پیش از این در برخی از کشورهای آسیایی رایج بوده است و در یک دوره چهار ماهه، 5000 مشتری در آمریکا این روش پوست پای خودشان را نرم کرده‏اند.


این یکی دیگه واقعا عجیب و غریب است. یک گروه مدافع حیوانات به یک شرکت بستنی‏سازی نامه نوشته‏اند و درخواست کرده‏اند که در ساختن بستنی‏ها به جای شیر گاو، شیر انسان به کار برود. آنها ادعا کرده‏اند که شیر گاو حساسیت‏زا است و سبب بیماری قلبی هم می‏شود. خدا، یک عقلی به اینها و یک پولی به من بده، واقعا!

یازده حلقه عروسی عجیب و غریب و تا حدودی شگفت‌انگیز

حلقه‏های ازدواج معمولا توی ایران ما، از طلا یا پلاتین ساده است. اگر یکی از دو زوج خوش سلیقه باشد، گاهی داخل رینگ عروسی، اسم طرف مقابل را حک می‏کنند؛ یکی از مهمترین کاربردهای حلقه ازدواج، نماد و مفهوم و نشانه‌ای که دارند. مثلا یکی از معناهاش این است که «من ازدواج کردم!» یا «فلانی را رها کن، ازدواج کرده». اما این روزها گاهی موضوع حلقه ازدواج به یک جور فخرفروشی به بقیه تبدیل شده است؛ بعضی‏ها می‏خواهند حلقه ازدواجشان خیلی ویژه باشد، تک باشد و کس دیگه‏ای شبیهش را نداشته باشد. بعضی‏ها هم می خواهند حلقه ازدواجشان نشانگر شخصیت‏شان یا شغلشان یا نشانه‏ای از وفاداری همیشگی به همدیگر باشد. برخی از این حلقه‏ها علاوه بر اینکه به شما می‏گویند طرف ازدواج کرده است، می‏توانند به شما بگویند که با چه کسی هم ازدواج کرده. توی این نوشته برخی از این حلقه‏های عجیب و غریب ازدواج جمع‏آوری شده؛ اگر چه این حلقه‏ها بیشتر مال آن ور آب است.

حلقه‏های باینری


شما می‏تواند بر روی این حلقه‏ها به صورت اعداد باینری (دو دویی) که مربوط به کامپیوتر هست یک پیغام با حداکثر طول 20 کاراکتر را کد کنید. این پیغام را می‏توانید خودتان انتخاب کنید. فکرش را بکنید.

حلقه‏های رمزشده

حلقه‏های در هم پیچیده


این حلقه‏ها یک جور در هم پیچیدگی و در هم پیوستگی بین دو طرف را نشان می‏دهد.

حلقه‏های پیچ و مهره


این حلقه ازدواج فکر کنم بیشتر به درد زوجهایی میخوره که تو کاره پیچ و مهره و آچار فرانسه و آچار شلاقی و آچاره شماره 10 و 11 و انبردست و گاز انبر و خلاصه تو کار این جور ابزار و ادوات هستند، می‏خورد.

حلقه‏های اترنتی


این حلقه‏ها به درد عاشقای شبکه می‏خورد. دو طرف با سرعت 100 مگابایت در ثانیه و با کمک سوکتهای Cat5 همیشه به یاد هم هستند. (:

حلقه‏های USBی


این ها هم اگر چه USBهای چاخانکی هستند، ولی باز به درد کسایی می‏خورد که خوره Flash Drive و Memory Stick و USB و خلاصه این جور چیز میزان.

حلقه‏های کروی


جالب است که حلقه‏ای داشته باشید که بتوانید باهاش بازی کنید و وقتی حوصله‏تون سر رفته باهاش ور برید. این حلقه متشکل از چهار حلقه است که در نقاط مختلف با همدیگر تلاقی پیدا کرده‏اند. این حلقه را می‏توانید از اینجا تهیه کنید.

حلقه‏های یادآورنده


این حلقه‏ها آدم را یاد داستانهای هری پاتر می‏اندازد؛ این حلقه‏ها یک جور تلفیق با تکنولوژی هستند؛ حلقه‏های یادآورنده، وقتی که به سالگرد ازدواجتان نزدیک بشید، با گرم شدن، سالگرد ازدواجتان را بهتون یادآوری می‏کنند.

حلقه‏های سکه‏ای


شما می‏توانید از سکه، حلقه مورد علاقه خودتون را بسازید؛ اگر چه معمولا در همه کشورهای دنیا، استفاده این طور از پول، غیرقانونی است.

حلقه‏های استخوانی


برای ساختن این حلقه‏ها باید از دندان عقلتان مایه بگذارید. البته اگر کسانی که سفارش این حلقه‏ها را می‏دهند، اصلا عقل برایشان مانده باشد (: دندان عقل شما به روش مخصوصی کاشته می‏شود و از استخوان آن، حلقه ساخته می‏شود.

منبع: http://www.mentalfloss.com/blogs/archives/18626